نمی دونم دستی به قلم داری یا نه.اما اگه هر از چندگاهی کاغذی سیاه میکنی یه طوصیه دارم واست.(البته فکر نکن املام ضعیفه/نه.این از اصول تنظ نویسه.)
اگه می خوای تو هر کاری موفق تر باشی / کار گروهی یادت نره.به جون تو اونقدر کیف
(با کیف اشتباه نگیرید)داره.اگه میگی نه/ یه بار امتحان کن/مطمئن باش پشیمون نمی شی.
تو این پست می خوام یکی از اون کارای گروهیمونو با برو بچه های کلاس تنظ واستون بنویسم.اگه یه بار کار گروهی رو امتحان کنین دیگه می شین مشتری پرو پا قرصش.البته این شعر کلی داستان داره.هم چگونگی گفتنش/ هم چگونگی خوندنش/ که قضیش در این مقال نمی گنجد.(ادبیاتو داری!)![]()
این شعری که می خونید حاصل یه کار مشترکه از :
مامان عطیه / ریحانه که تازه به سمت دبیری انتخاب شده / و خودم
پرسه زنون تو کوچه و خیابون واسه در آوردن یه لقمه نون
تا که می یام نگات کنم یکسره دل از چشای من قدت می بره![]()
ترنم صدات که مثل سازه ناز صدات برای من یه رازه
صحبت یاس و گل اطلسی نیست بجز تو در خیال من کسی نیست
تن بلوریت عزیزم قشنگه اما یه جای کارتم می لنگه
از این همه فکر خفن تو سرت شدن تموم دودیا دم پرت
قربون اون چشمای گرد و تیزت پلکای برگشته و خیلی چیزت![]()
فدای اون شیشه های عریضت اصغر آقا راننده تمیزت![]()
از تموم اتوبوسا سری تو از تاکسی و مترو که بهتری تو
این بود عملیات مشترک ما که خدا رو شکر به خوبی و خوشی تموم شد و همه صحیح وسلامت رفتیم خونمون.![]()
